فهرست
صفحه اصلي
آمار سايت
RSS
تماس با ما
نحوه دانلود فايل هاي Torrent
نحوه سفارش فیلم و لیست فیلم ها
نحوه سفارش موزیک ولیست کامل آلبوم ها


موضوعات سايت
 خبرها (46)
 معرفی سایت های جالب (4)
 Break Time (4)
 بیوگرافی (6)
 عکس (85)
 دو کلمه حرف حساب (38)
 موزیک ویدئو (5)
 موسیقی (48)
 بازی (5)
 دانلود فیلم (59)
 نرم افزار موبایل (30)
 نرم افزار (49)
 موسیقی متن فیلم (4)
 فروش فیلم (3)
 دانلود Ebook و مجله (23)
 کلیپ های دیدنی (5)

جستجو



اکنون


My status

مطالب سايت

  کاش در دهکده عشق فراوانی بود....

alt

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود

کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
پیشنهاد میکنم این شعر بسیار زیبا رو کامل بخونید .....برای خواندن ادامه شعر به ادامه مطلب بروید....
        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [1097]     نظرات (6)     ادامه مطلب  

  آفتابه را به خاطر بسپار...طنز....

alt

داستان زیر در ششم بهمن 87 در دانشگاه تهران اتفاق افتاد

در وقت اضطرار که به دانشکده علوم سیاسی دخول کردم الساعه به دنبال آبریزگاه گشتم که چه بی‌حاصل تلاشی بود در طبقه‌ی اول و نیز در طبقه‌ی دوم که این بدمردمان مستراح را را به طبقه‌ی نهایی کشانده‌اند. تا دانشجویان علوم سیاسی را عادت افتد که همواره آن جانب بالا باشند حتی به گاه ... به وقت ورود آفتابه‌ای قرمز گونه را بردر استوار دیدم لبریز تا لبه. مشکوک شدم که این بی‌حکمت نباشد. به جستار شیری را باز کردم آب به زور می آمد. دانستم که ارتفاع طبقه‌ی بالا کار خود را کرده، آب را زور نباشد. دعاگویان به ارواح پدر آفتابه گذار سراغ آن جام طهارت رفتم. دست بر آن وارد شدم. قضای حاجت کردم چو آفتابه را به ارتفاع بردم و در ناحیه‌ی عقب کاسه از بهر طهارت اکبر روی زمین نهادم صدایی شنیدم که تعجبم را آغازید..... این حکایت بسیار جالب را از دست ندهید ....

        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [1718]     نظرات (4)     ادامه مطلب  

  آخرين کلمات شخصيتهای مختلف قبل از مرگ هم ...بسیار جالب
alt

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
ادامه مطلب یادتون نره..بقیش خیلی قشنگتره..
        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [769]     نظرات (1)     ادامه مطلب  

  اجي مجي لا ترجي..داستانی کوتاه و زیبا..حتما بخونید
alt

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند.ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين. خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:..... برای خواندن این داستان کوتاه و زیبا بصورت کامل به ادامه مطلب بروید .....
        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [562]     نظرات (1)     ادامه مطلب  

  وصیت نامه ای بسیار جالب و طنز
alt

یادتان باشد اگر مُردم عزاداری کنید
بر سر و صورت بکوبید و خود آزاری کنید

آبروها برده اید از من در ایام حیات
لا أقل حا لا که مردم آبرو داری کنید

من که می دانم در آنجاتان عروسی ها به پاست !
لا أقل در مجلس ختمم کمی زاری کنید

می کنم تقدیمتان متن وصیت نامه را
تا پس از اجراش احساس سبکباری کنید

به شما هم توصیه می کنم این وصیت نامه جالب و طنز رو بصورت کامل بخونید .. ادامه در ادامه مطلب ...
        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [544]     نظرات (0)     ادامه مطلب  

  داستانی بسیار جالب از پیرمرد تنها و پسر باهوش
alt

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی . دوستدار تو پدر .
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد : پدر.... این داستان کوتاه و جالب رو حتما بخونید .. ادامه در ادامه مطلب...

        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [547]     نظرات (0)     ادامه مطلب  

  داستان جالب آبدارچي در شرکت مايکروسافت
alt

مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبهش کرد و تميز کردن زمينش رو - به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين. مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!» رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نوميدي...... این داستان کوتاه و جالب رو حتما بخونید... ادامه در ادامه مطلب ....
        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [626]     نظرات (0)     ادامه مطلب  

  افتخار ملی من آرش میراسماعیلی نیست، گلشیفته فراهانی است!
alt

در مملکتی زندگی می کنیم که یک نفر، فقط و تنها فقط بخاطر حاضر نشدن در برابر یک حریف اسرائیلی، می شود اسطوره ملی و ده برابر کسانی که با تلاششان طلا گرفته اند پاداش می گیرد و اعتبار کسب می کند. با آرش کمانگیر! مقایسه اش می کنند و برایش سرود می سازند. آنوقت طرف در المپیک بعدی بدون حتی یک برد حذف می شود و معلوم می شود در المپیک قبلی بزرگترین شانس زندگی اش را آورده است و قرعه کشی به مرادش بوده است.

حالا یک بازیگر ایرانی، می رود در فیلم ریدلی اسکات بازی می کند. کارگردانی که خیلی از ستارگان هالیوود آرزوی کار کردن با او را دارند. آن هم در کنار لئو دی کاپریو و راسل کرو. بازیگرانی که خیلی از هالیوودیها دوست دارند در کنارشان کسب اعتبار کنند. در فیلم کسی بازی می کند که فیلمهایش تا کنون کمترین مشکل اخلاقی را در هالیوود و حتی جهان داشته اند. نقشی دارد که در آنونس فیلم دو بار دیده می شود. آنوقت مغضوب می شود و ممنوع الخروج و یقینا تا اطلاع ثانوی ممنوع التصویر!

برای همین می گویم افتخار ملی من آرش میراسماعیلی نیست، گلشیفته فراهانی است. !

برای خواندن توضیحات بیشتری درباره این فیلم به ادامه مطلب بروید .....

        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [651]     نظرات (2)     ادامه مطلب  

  شیطان و خدا...حتما بخونید خیلی مطلب جالبیه
alt

آیا شیطان وجود دارد؟و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
...
برای خواندن این داستان کوتاه بصورت کامل به ادامه مطلب بروید....

        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: mkn1372     تعداد بازديد: [1588]     نظرات (8)     ادامه مطلب  

  ازت متشكرم دوست هميشگي من !!!
alt

جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی، تمام دنیا رو گرفته بود . یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است، از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند . مافوق به سرباز گفت :
اگر بخواهی می توانی بروی، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟ دوستت احتمالا ديگه مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی ! حرف های مافوق، اثری نداشت، سرباز اينطور تشخيص داد كه بايد به نجات دوستش برود .
اون سرباز به شکل معجزه آسایی ....

این داستان زیبا و کوتاه رو حتما کامل بخونید .... برای خواندن کامل این داستان کوتاه به ادامه مطلب بروید...

        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [337]     نظرات (0)     ادامه مطلب  

  من كيستم؟
alt

من «دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود. من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم. من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند.
من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند. من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج هزار تومان فقط، بدهد. من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي.....ادامه دز ادامه مطلب ....
        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [373]     نظرات (0)     ادامه مطلب  

  خیابان خوابها یا زن ذلیل ها
alt
رنگ موهای سرم، خاکستریست
رنگ چشم همسرم، خاکستریست


کاش یک معشوق دیگر داشتم
جای این معشوقه ام، خر داشتم!

ما که به تنهایی عادت داشتیم

به نبود زن قناعت داشتیم!

مردها زهر هلاهل خورده اند
مثل اینکه مهر باطل خورده اند

توی قلب مردها دایم عزاست
جای خنده روی لبهاشان کجاست‌؟

برای خواندن این شعر طنز و زیبا بصورت کامل به ادامه مطلب بروید ....

        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [448]     نظرات (0)     ادامه مطلب  

  چهل كاري كه خانوما نمي تونن انجامش بدن !
alt

1- چيزي در مورد ماشين فهميدن ، البته به جز رنگش
2- درك مضمون اصلي يك فيلم هنري
3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگي كردن
4- بلند كردن چيزي
5- پرتاب كردن
6- پارك كردن
7- خواندن نقشه
برای دیدن تمامی موارد به ادامه مطلب بروید ....
        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [688]     نظرات (3)     ادامه مطلب  

  پسر کوچکی وارد داروخانه شد.....
alt

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه‌های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره‌ای هفت رقمی. مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می‌توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن‌ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می‌دهد."
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می‌گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد...... این داستان کوتاه رو حتما کامل بخونید ..قشنگه..
        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [513]     نظرات (1)     ادامه مطلب  

  روزی روزگاری سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود
alt

روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد. در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم.
در همان لحظه، او تبدیل به..... این داستان زیبا رو حتما کامل بخونید ....
        موضوع: دو کلمه حرف حساب     نويسنده: happiness     تعداد بازديد: [351]     نظرات (0)     ادامه مطلب  

صفحه قبل << 1 2 3 >> صفحه بعد
ترجمه سایت به زبان دیگر


آرشيو
سپتامبر 2009 (2)
آگوست 2009 (1)
جولاي 2009 (2)
ژوئن 2009 (6)
مارس 2009 (2)
فبريه 2009 (3)
ژانويه 2009 (4)
نوامبر 2008 (1)
اکتبر 2008 (5)
سپتامبر 2008 (19)
آگوست 2008 (48)
جولاي 2008 (100)
ژوئن 2008 (122)
مه 2008 (72)
آوريل 2008 (26)

آخرين مطالب

آمار بازديد

لينکستان
» سرمايه گذاري وسود از بانك ايراني
Free Domain Name - www.YOU.co.nr!

Powered By: IranianPlanet.ir @ Copyright 2009, All Rights Reserved